{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان: بغض تنهایی

نام رمان: بغض تنهایی
نویسنده: خ.طهماسبی
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۳۷۵
خلاصه رمان:
وجود هیچکس غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم
… درست مثل چتر که باران را متوقف نمی کند، اما کمک می کند آســوده زیر باران بایستیم
ابرها به آسمان تکیه می کنند… درختان به زمین، … و انسانها به مهربانی یکدیگر
گاهی دلگرمی یک نفر چنان معجزه می کند. که انگار خدا در زمین کنار توست…
بخشی از رمان:
امروز هوا خیلی سرده نگاهی به امپر بنزین انداختم یه خط بیشتر نداره بخاری هم پس باید بی
خیال بشم سوییچ را چرخاندم وماشین را خاموش کردم.
دستکشهامو تو دستم کردم وبه ورودی برج چشم دوختم.
بعد از چند دقیقه خمیازه ای از شدت خستگی کشیدم چشمام میسوخت وخستگی از سر وروم
میبارید میدونم کارم حماقته ولی…
بعضی وقتا ما ادما میدونیم کارمون از بیخ وبن اشتباهه ولی بازم انجامش میدیم یا از سر حماقت
یا اجبار یا تنهایی ویا عشق…
نگاهی به ساعت مچیم انداختم عقربه ها روی ۶ و۲۱ قرار داشتن بیا دیگه…
همون لحظه در متحرک پارکینگ برج بالا رفت وبنز مشکی رنگش از در خارج شد.
با دیدن ماشینش بغض کردم ولبهام لرزید درست مثل دیروز و پریروز ویک هفته ویک ماه ویک
سال پیش…
نگاهی به امپر بنزین انداختم وبا حرص خودم را لعنت کردم که چرا بنزین نزدم ونمیتونم تعقیبش
کنم تا ببینمش اخه این شیشه دودی لعنتی چیه اه.
تا خواست از روی پل رد بشه پسر جوانی به کاپوت ماشینش ضربه ای زد وخندید بعد از چند
لحظه در ماشین باز شد وقامت رعناش جلوی چشمام جون گرفت..


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%ba%d8%b6-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

بخشی از رمان:من حماقت کردم ..دوست داشتن بعضیا حماقته …از اون...

نام رمان:عکاس شاهدختنویسنده:فاطمه رسولیژانر: عاشقانهpdfتعداد...

نام رمان: شیرینی اسیرینویسنده: غزالهژانر : عاشقانهتعداد صفحا...

نام رمان: گیسوکمندنویسنده: نگین حبیبیژانر : عاشقانه،طنز،اکشن...

رمان عکاس شاهدخت

نام رمان: منو ببخشنویسنده: زهرا جاودانیژانر : عاشقانهتعداد ص...

نام رمان: عاشقتم دیوونهنویسنده: حانیا بصیریژانر:رمان عاشقانه...

نام رمان: یه خاطره از فردانویسنده: مریم سلطانیژانر : عاشقانه...

رمان تب

داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط