{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است
این تاول است در کف پا، یا جواهر است؟

راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش
دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است

دل های شست‌وشو شده و پاک بی‌شمار
چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است

سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش
در این مسیر سفرۀ افطار حاضر است

وقتی که در نگاه تو مقصد حرم شود
پاگیر جاده می‌شود آن دل که عابر است

با آب وتاب سینه‌زنان گرم قل‌قل است
کتری آب جوش که در اصل شاعر است

فنجان لب طلا پروخالی که می‌شود
هر بار گفته‌ام نکند چای آخر است

شاعر: #میثم_داودی
دیدگاه ها (۱)

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر استاین تاول است در کف پا، یا جو...

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است این تاول است در کف پا یا ج...

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر استاین تاول است در کف پا یا جوا...

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر استاین تاول است در کف پا یا جوا...

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر استاین تاول است در کف پا یا جوا...

سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتشدر این مسیر سفره ی افطار حاض...

بسم الله الرحمن الرحيم تفسیر :موضوع کنترل چشم، یکی از مسائل ...

سلام و ادب 🌻اگه دنبال حقیقتی این کلیپ را تا انتها ببین👌👏👏👌 #...

مدح ولادت حضرت امام حسن مجنبی ع http://meysammotiee.ir/files...

https://wisgoon.com/biikaraneh

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط