ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است
این تاول است در کف پا یا جواهر است

راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش
دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است

دلـهای شست و شو شده و پاک بی‌شمار
چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است

سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش
در این مسیر سفره‌ی افطار حاضر است

وقتی که در نگاه تو مقصد حـرم شود
پاگیر جاده می‌شود آن دل که عابر است

با آب و تاب سینه‌زنان گرم قل‌قل است
کتری آب جوش که در اصل شاعر است

فنجان لب طلا پر و خالی که می‌شود
هر بار گفته‌ام نکند چـای آخـر است

نوکر نوشت: #حـسـین_جـان!
دل من لک زده تا کنج حرم گریه کنم
دو قدم شعر بخوانم، دو قدم گریه کنم

بروم سمت ضریحی که قرارم آنجاست
برسم پیش نگارم، برسم گـریه کنم

صلی الله علیک یا سیدناالمظلوم یااباعبدالله الحسین
#التماس_دعا_در_لحظات_سبز_افطار
#خاکیان_خدایی

#رمضان_کریم🌙🌹🍃 #هنر_عکاسی #هنری #عاشقانه #wallpaper #جذاب
دیدگاه ها (۱)

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁶مین‌جو: شما همو می‌شناسید؟سومیاو با ت...

پرنسس ناخواسته

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

پارت ۵

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط