{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام تو برده و زدم آتش بجان خویش

نام تو برده و زدم آتش بجان خویش
درآتشم چو شمع زدست زبان خویش
__________________
سرگذشت شب هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
دیدگاه ها (۸)

بهترین آرایش ها در زندگی :حقیقت برای لب هابخشش برای چشم هانی...

خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم !بیا پرده ه...

وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی«تا با تو بگویم غم شب های...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

فراتر از خویش

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

بالاخرههههه دارم پارت مینویسمممبچه ها قول میدم ازین به بعد ت...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط