.. (حکومت عمرولیث.)... .پس از مرگ
.. (حکومت عمرولیث.)... .پس از مرگ یعقوب هر دوبرادرش عمرو وعلی ادعای حکومت داشتند اما چون انگشتر سلطنت در. دست علی بود فر مانش بر سپاه روانتر بود دوبرادر بمدت دو روز در اینمورد گفتگو کرده وسر انجام کار انها به حکمیت کشید وچون همیشه عمرو دررکاب یعقوب بوده واز علی بزرگتر بود حکومت به اوداده شد ..عمرو بعد از شکست یعقوب از خلیفه متوجه اشفتگی وخستگی سپاه بود وبدلیل.دوری از سیستان ومقتضیات زمان صلاح را در این دید که با خلیفه
صلحکند پس نامه ای به خلیفه نوشته اظهار اطاعت کرد..خلیفه هم فرمان حکومت کرمان،اصفهان،سیستان،طبرستان ،سند ، هند وماورالنهر رابه عمرو داد بااین شرط که سالانه بیست هزار هزار درهم خراج بپردازد با این اوصاف عمرو به سیستان برگشت درهمین ایام بود که موفق برادرش معتمدرابه جنون متهم وزندانی کرد۲۷۶ه وسپس
دستور داد اسم یعقوب راازخطبه وفرمانها بینداختند ولی خود نیز در۲۷۸ه مرد ومعتضد بجای او خلیفه شد.درسال۲۸۵ه عمرو از خلیفه
خواست تا حکومت ماور النهر را که در دست سامانیان به او بدهد
خلیفه در ظاهر این کار را کرد ولی مخفیانه نامه ای به امیر اسماعیل
نوشته وعلت. را توضیح داد ..ولی عمرو باهوش بود واز موضوع اطلاع داشت اما . امیر اسماعیل سامانی پیش دستی کرد وبا۱۰۰۰۰هزار سپاه به
جنگ عمرو امدجنگهای سختی پیش امد وعمرو همچنان مقاومت می
کرد تا از بخت بد در روز های اخر طوفانهایی چون صاعقه پدید امد که
روز چون شب گشت.بیشتر لشکریانش متفرق شده ولی عمروهمچنان
می جنکید تا بالخره او را گرفته وبه بغداد فرستادند۲۸۷ه وقتی اورا پیش معتضد بردند گفت الحمدالله که از شر.توراحت واز دل مشغولی تو فارغ شدیم سپس دستورداد اورا بزندان افکندند .واو درزندان بو دتا بالخره مردی که هزار رباط (کاروانسرا)و
پانصد مسجد ادینه ومناره کرد علاون
برپلها ومیلهای بیابان،،،در زندان بغداد
از گرسنگی بمرد ۲۸۸ه
...او مدت ۲۲سال حکومت کرد ...روحش شاد...
صلحکند پس نامه ای به خلیفه نوشته اظهار اطاعت کرد..خلیفه هم فرمان حکومت کرمان،اصفهان،سیستان،طبرستان ،سند ، هند وماورالنهر رابه عمرو داد بااین شرط که سالانه بیست هزار هزار درهم خراج بپردازد با این اوصاف عمرو به سیستان برگشت درهمین ایام بود که موفق برادرش معتمدرابه جنون متهم وزندانی کرد۲۷۶ه وسپس
دستور داد اسم یعقوب راازخطبه وفرمانها بینداختند ولی خود نیز در۲۷۸ه مرد ومعتضد بجای او خلیفه شد.درسال۲۸۵ه عمرو از خلیفه
خواست تا حکومت ماور النهر را که در دست سامانیان به او بدهد
خلیفه در ظاهر این کار را کرد ولی مخفیانه نامه ای به امیر اسماعیل
نوشته وعلت. را توضیح داد ..ولی عمرو باهوش بود واز موضوع اطلاع داشت اما . امیر اسماعیل سامانی پیش دستی کرد وبا۱۰۰۰۰هزار سپاه به
جنگ عمرو امدجنگهای سختی پیش امد وعمرو همچنان مقاومت می
کرد تا از بخت بد در روز های اخر طوفانهایی چون صاعقه پدید امد که
روز چون شب گشت.بیشتر لشکریانش متفرق شده ولی عمروهمچنان
می جنکید تا بالخره او را گرفته وبه بغداد فرستادند۲۸۷ه وقتی اورا پیش معتضد بردند گفت الحمدالله که از شر.توراحت واز دل مشغولی تو فارغ شدیم سپس دستورداد اورا بزندان افکندند .واو درزندان بو دتا بالخره مردی که هزار رباط (کاروانسرا)و
پانصد مسجد ادینه ومناره کرد علاون
برپلها ومیلهای بیابان،،،در زندان بغداد
از گرسنگی بمرد ۲۸۸ه
...او مدت ۲۲سال حکومت کرد ...روحش شاد...
- ۱.۲k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط