{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دندان خشم بر جگر خسته بست ورفت

دندان خشم بر جگر خسته بست ورفت
از تیرگی برآمد ودر خون نشست ورفت
یکدم در این ظلام درخشید وجست ورفت
گل داد مژده داد زمستان شکست ورفت
دیدگاه ها (۱)

من گنگ خواب دیده وعالم تمام خواب من عاجزم زگفتن وخلق ...

بسوخت حافظ و در شرط عشق بازی او | هنوز بر سر عهد و وفای خویش...

ساقیا بده جامی زان شراب نورانی تادمی بیاسایم زین حجاب ظ...

ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن.بنگر که سنگ بودن به کجا...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت هجدهم

فصل ششم: طلوعِ عصرِ جدیدنورِ خیره‌کننده به آرامی فروکش کرد. ...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونین   پارت اخر/PART: Four صدای جیغِ م...

چند پارتی جونگ کوک

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

پارت 3۹نورِ لوسترهای کریستالیِ عمارتِ کیم، چشم‌ها رو می‌زد. ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 156♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط