{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییم
از نقش همه اهل ریا رنگ زداییم


گر همسفر اهل دلی با نفس عشق
از خویش رهاشو ڪه ازین بند جداییم
دیدگاه ها (۱)

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم، نه پری...

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش؛ای ماهِ قصر، بر لب ایوان نیامدی...

بنویسید خزان، سهمِ من و قسمتِ منبنویسید خزان، مالِ من و ثروت...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

‌ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییم از نقش همه اهل ریا رنگ ز...

ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییم از نقش همه اهل ریا رنگ زد...

ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییم از نقش همه اهل ریا رنگ زد...

.

ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییـ ـ ـ ـم🌷 از نقش همه اهل ریا ...

عاشقی خسته ام از عشق جدایم نکنیدجز همان عاشق دیوانه صدایم نک...

وقتی نیستی ...صداے هق هق خدا در خانه میپیچددلداری اش میدهم ڪ...

در سڪوت لب هادر‌ تپشِ رنگ‌ ها و عطشِ «دوستت دارم»‌هاعشق با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط