دور از چشم اتفاق ها بی بهانه نگاهم کن

دور از چشم اتفاق ها بی بهانه نگاهم کن
بی انتظار فصل رسیدن بگذار مدام از شاخه ی نگاهت میوه های نورسی را بچینم که پیشتر ها فقط در رویا دیده بودم
در ازدحام این همه حرف، گاهی مرا به دو فنجان از چای چشم هایت میهمان کن بدون قند
فقط با لبخند…
تمام بی واژه های ذهنت را با نگاهت برایم بگو و از نگاهم بخوان، بخوان تپش های قلبم را در نیمه چشمم.
در فاصله اخم ها و لبخند ها مردمک چشم هایت را به نگاهم بدوز و بگذار گفتنی ها را بگویم.
به هر کجا که نگاه کردی کمی بیشتر ببین
ببین که دنیا چقدر زیبا تر می شود با ما!
وقتی درنگ می کنی در چشم هایم،
وقتی خیره می شوم در آن اتفاق بی تکرار
اصلاً بیا به شرطی زندگی کنیم که عشق از آنچه در رفتار می بینیم به نگاه ما نزدیک تر باشد
به جای یادگاری نوشتن و عاشقانه حرف زدن بیا فقط نگاه کنیم تا رازمان تا ابد سر به مهر بماند…
دیدگاه ها (۷)

موسیقی

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

♥️🖇بيا برويم به صد و پنجاه سال قبلبه خانه‌های حوض‌دار به اتا...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

اسم فیک: عشق اجباری منپارت: بیست و چهارم"ویو مین جی"دستم رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط