اینکه غلط هایم سر به فلک کشیده و توبه می کنم بماند!
اینکه غلط هایم سر به فلک کشیده و توبه می کنم بماند!
تو غفوری.
بگذارمش به حساب غفران تو ؟
اینکه دلم بهانه ات را می گیرد بماند !
تو رئوفی.
بگذارمش به حساب رأفتت؟
اینکه دلم تنهاست و کمک می خواهد را هم می گذارم به حساب نصرتت.
و تو همه ی اینها را بگذار به حساب آدم بودن من.
از اول رمضان من مهمان تو شده ام و یک بغض فروخفته مهمان گلوی من .
چرا این بغض نمی شکند راحتم کند؟
بعد از افطار گلویم سنگین است روحم سبک ، این جمع نقیضین را کجای دلم بگذارم . یک محال ممکن شده را !
این دل...
واااااااااااای...
چرا هیچ کلمه ای نمی تواند اشک را بنویسد و بغض را ، فریاد را بنویسد و آه را ؟
تو خودت بگو من با این خودم چه کنم که بیرونش دل میبرد داخلش زهله ؟
این را هم بگذارم به حساب غفرانت؟؟؟
ایها الناس!!!!
من دلم را چهار قفله کرده بودم . محله ی ما که دزد نداشت ! پس این دل مرا که دزدیده ؟چگونه دزدیده؟
یکی برایم پیدایش کند مژدگانی بگیرد .
اصلا دلی که عشق نداشته باشد همان بهتر که گم شود!
خدای من !
من فقط یک نگاه از تو می خواهم ، انتظار زیادی که نیست ؟ هست ؟
قرار ما این نبود که دل من گم شود و تو به روی خودت نیاوری !
بیا دلم را پیدا کن ! من که بدون دل ، من نیستم!
بیا دلم را پیدا کن و کنارش بمان ، مراقبش باش .
تو باشی بی دل می شوم ولی با بی دلی ام عشق می کنم .
فقط تو باش!
همین برایم کافیست ! که دلم را ندزدند ! که تو باشی
تو غفوری.
بگذارمش به حساب غفران تو ؟
اینکه دلم بهانه ات را می گیرد بماند !
تو رئوفی.
بگذارمش به حساب رأفتت؟
اینکه دلم تنهاست و کمک می خواهد را هم می گذارم به حساب نصرتت.
و تو همه ی اینها را بگذار به حساب آدم بودن من.
از اول رمضان من مهمان تو شده ام و یک بغض فروخفته مهمان گلوی من .
چرا این بغض نمی شکند راحتم کند؟
بعد از افطار گلویم سنگین است روحم سبک ، این جمع نقیضین را کجای دلم بگذارم . یک محال ممکن شده را !
این دل...
واااااااااااای...
چرا هیچ کلمه ای نمی تواند اشک را بنویسد و بغض را ، فریاد را بنویسد و آه را ؟
تو خودت بگو من با این خودم چه کنم که بیرونش دل میبرد داخلش زهله ؟
این را هم بگذارم به حساب غفرانت؟؟؟
ایها الناس!!!!
من دلم را چهار قفله کرده بودم . محله ی ما که دزد نداشت ! پس این دل مرا که دزدیده ؟چگونه دزدیده؟
یکی برایم پیدایش کند مژدگانی بگیرد .
اصلا دلی که عشق نداشته باشد همان بهتر که گم شود!
خدای من !
من فقط یک نگاه از تو می خواهم ، انتظار زیادی که نیست ؟ هست ؟
قرار ما این نبود که دل من گم شود و تو به روی خودت نیاوری !
بیا دلم را پیدا کن ! من که بدون دل ، من نیستم!
بیا دلم را پیدا کن و کنارش بمان ، مراقبش باش .
تو باشی بی دل می شوم ولی با بی دلی ام عشق می کنم .
فقط تو باش!
همین برایم کافیست ! که دلم را ندزدند ! که تو باشی
- ۳.۳k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط