باز هم زمستان از راه رسید با یک بقچه سوز و سرما.آمد و دست

باز هم زمستان از راه رسید با یک بقچه سوز و سرما.آمد و دست برفی خود را بر سر خانه ها،درختان و…کشید.درختان با گرمای نهانی و سرمای ظاهری زمستان به خواب می روند.حس سرما دارم اما خوشحالم از درون.پی کشف راز های زمستان می روم.می بینم برف های سفیدرا،درختان عریان را . این ها ذهن من را سیراب نمی کند باید از درون کاوید.برف ها رنگی اند این را با چشم دل می توان دید.هر رنگ هم نشانه ای دارد.برف ها رنگ آیات خدا را با خود دارند،رنگ سرما را...
دیدگاه ها (۳)

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ ي...

ری اکشن شخصیتای بانگو اگه بهشون اعتراف کنی که عاشقشی

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

برف_________باز هم از آسمانآمده برفی زیادسوز و سرما یک طرف ی...

از وقتی زمستان آمده، صبح معنای دیگری میدهد. آخر میدانی؟ صبح ...

بهمن ، ماه مشترک خاطرات است .☃️سوای سرمای استخوان سوز زمستان...

اگه حوصله داشتی بخون..!زیاد وقتتو نمیگیرههر سال زمستون❄تو خی...

کاش باران میشدم🌧در سرمای جانسوز زمستان در گرمای با لطافت بها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط