از وقتی زمستان آمده، صبح معنای دیگری میدهد. آخر میدانی؟ ص

از وقتی زمستان آمده، صبح معنای دیگری میدهد. آخر میدانی؟ صبح را همیشه با سرمایش به یاد دارم. یک سرمای استخوان سوز از جنس فرو بردن دست هایم در برف، از نوع همین دوستی های امروزمان! صبح را دوست دارم چرا که مرا یاد زمستان می اندازد، یاد سرما و یاد زودگذر بودن خیلی چیزها مثل همان دست های سرد فرو برده در برف تو...

#امیرمسعود_ضرابی
دیدگاه ها (۷)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

داستان دختر برفی

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

Fifteen

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

باز هم زمستان از راه رسید با یک بقچه سوز و سرما.آمد و دست بر...

فصلی سرد و یخبندان ولی گرم و صمیمیفصلی که سرمایش باعث سردی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط