{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاقمرمنیر بنی هاشم ابوالفضل العباس

یاقمرمنیر بنی هاشم ابوالفضل العباس
السلام علیک یا اباالفضل العباس

خوش بحال تو که زهرا به تماشای تو گفت:
پسرم در ره این عشق چه زیبا شده ای

از خجالت شده ای آب و یا از شمشیر
پس چگونه به چنین قبر کنون جا شده ای ؟

کاش می برد تو را تا به حرم اربابت
مثل تسبیح به هم ریخته ای وا شده ای

گرچه در کوچه نبودی که تلافی بکنی
جای محسن پسر حضرت زهرا شده ای ؟

ناگهان علقمه را عطر خوش یاس گرفت
فاطمه بر سر زانو سر عباس گرفت
سوره ی غم میرسد؛آیات مریم میرسد
عطر سیب و بوی اسپند محرم میرسد

دست خود را روی سینه می گذارم با ادب
آه دارد مادری با قامت خم میرسد

میزبان؛ زهرا که باشد من خیالم راحت است
چون که الطافش به مهمان ها دمادم میرسد

انبیا پشت سرهم یک به یک صف بسته اند
حضرت خاتم برای خیر مقدم میرسد

بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شلوغ
نامه های دعوت از عرش معظم میرسد

زیر و رو کردن فقط کار حسین ابن علی ست
در محرم ارمنی هم زیر پرچم میرسد

چایی روضه دوای درد بی درمان ماست
بین این دارالشفا پیوسته مرهم میرسد

ما فقط دم میدهیم و مرده زنده میکنیم
آن دم عیسی بن مریم کی به این دم میرسد

با لباس مشکی ام از قبر می آیم برون
یک نخ این پیرهن؛ فردا به دادم میرسد

جبرئیل عرش خدا را آب و جارو میکند
کاروان کربلا از راه کم کم میرسد
دیدگاه ها (۱)

یاحسینچشمِ عُشاقت به استقبالِ باران میرودکاروانت میرسد همراه...

یازینب کبریساکنان نُه فلک حیران ز کار زینب استدر سما فوج ملا...

یاحسینتا شنیدم که حسین است عزیز زینب وسط روضه زدم جار حسین ر...

یاحسینشبنمی در حرمت طعنه به دریا زده استهرکه آمد حرمت قید دو...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای خوش به حال لب اصغر که تو ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

اکبر جوجه گلوگاه

از روز تیغ تا امروز، چهل بار آفتاب داغ بر #کربلا تابیده و صح...

طرزتهیهلوبیاپلو

🔆 مؤمن‌بودن جسارت می‌خواهد...اینکه میان عده‌ای که نماز نمی‌خ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

dark life = 39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط