کار مارا که سپردند دو دنیا به علی...

کار مارا که سپردند دو دنیا به علی...
طفل را غیر پدر دست کسی نسپارند :)!

میخواستم ادبی بنویسم اما بلد نیستم ؛ شاید حرف زدنم با شما شبیه بچها باشه ولی چه اشکالی داره؟ ؛ مگه غیر از اینه که هرکی باید با زبون خودش باهاتون حرف بزنه و مهم اینه که شما ندای درونِ آدما رو از بطنِ قلباشون می‌شنوید؟
خواستم بگم من با تمومِ تا خلفی هام دیوانه وار شمارو دوست دارم ؛ انقدر زیاد که تو خلوتم بابا صداتون میکنم
میدونم خیلی بی لیاقت تر از این حرفام ولی این دخترِ بی لیاقت تنها امیدش برای اون دنیا اینه که عشقِ شمارو تو قلبش حمل میکنه
میگم باباجون!...
اون دنیا هوای ما بچه شیعه هات و داری دیگه ؛ مگه نه :)؟
.
.
.
از وقتی چشم باز کردم همیشه مثلِ همچین روزی به خاطرِ سادات بودنِ مامانم ؛ خونمون پر از مهمون بود و مامان بابام مقید به اینکه حتما این عید تو خونمون سفره پهن کنن و مهمون حضرت علی باشیم
ماام از یکی دوماه قبل انتظار عید غدیر و میکشیم و به برکتِ این عید بزرگ کلی بهمون خوش میگذره و بعدش پشتِ هم اتفاقای قشنگ میوفته🙂🤍🌿
(اینم بگم که چون از صب مهمون داشتیم مجبور شدم الان پست بزارم😅)

_من در حال حاضر قابلیت اینو دارم که برای این عکس بمیرم ؛ عاخه نباید دورِ مهدی ترابی گشت انقد این بشر خوبه❤️🥺؟

پ.ن : بچها من این چن وقته کلا خیلی درگیرم و سرم شلوغه
یکم بگذره و همچی روال تر شه میام جواب پیاما و دایرکتا و کامنتا و ناشناساتون و میدم
مراقب خودتون باشید🙆🏻‍♀️👀
دوستون دارم💜🙃

بیست و هشتم تیرماه | غدیر 1401💚✨
دیدگاه ها (۹)

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ⏔⏔⏔⏔⏔⏔ ⑅ ꒰ 𓏵 ꒱⑅ ⏔⏔⏔⏔⏔⏔درود خوشگل خانوما چطورین...

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 46جونگکوک انگار دست ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

You are mine...⁷+خب الان باید چیکار کنیم؟با لبخند شیطنت امیز...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

(:♡رز ابی من part.3/2.اول عکسا .بخش سوم ♡~~قدم های بلندش رو ...

ای جان جانان آقا...بعضی روزا که دلم تنگ میشه جلو آینه با تو ...

اشک‌هات رو کی میشمره وقتی که دست‌های من از گونه‌هات دورهرفتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط