پادشاهی قصد نوشیدن آب از جويباری را داشت ، شاهينش به جام

پادشاهی قصد نوشیدن آب از جويباری را داشت ، شاهينش به جام زد و آب بر روی زمين ريخت . پادشاه عصبانی شد و با شمشير به شاهين زد .
پس از مرگِ شاهين ، پادشاه در مسير آب ، ماری بسيار سمی دید که مُرده و آب را مسموم کرده بود . وی از كشتن شاهين بسيار متاثر گشت .
مجسمه ای طلایی از شاهين ساخت و بر یکی از بالهايش نوشت : یک دوست هميشه دوست شما است حتی اگر كارهايش شما را برنجاند .
روی بال ديگرش نوشت : هر عملی كه از روی خشم باشد محكوم به شكست است ...


#تکست_ناب
دیدگاه ها (۱)

#داستان_شب...پادشاهی قصد نوشیدن آب از جویباری را داشت ، شاهی...

#حکایت پادشاهی قصد نوشیدن آب از جويباری را داشت ، شاهينش به ...

پادشاهی قصد نوشیدن آب از جویباری داشت، شاهینش به جام زد و آب...

📚داستان کوتاه#یک_دوستیک روز پادشاهی همراه با درباريانش برای ...

یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار به جنگل رفتند.هوا خيلی گر...

روزی چنگیز و درباریانش برای شکار به جنگل رفتند. هوا خیلی گرم...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار ...

خیلی قشنگه.همه بخونید♥♥♥♥یک روز چنگيز و درباريانش برای شكار ...

خیلی قشنگه.همه بخونیدیک روز چنگیز و درباریانش برای شکار به ج...

یک روز چنگیز و درباریانش برای شکار به جنگل رفتند.هوا خیلی گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط