آن شبنم افتـاده به خـاکم که نـدارم

آن شبنم افتـاده به خـاکم که نـدارم
بال و پر پـرواز به خورشید نگاهت

بر خرمن این سوخته‌ی دشت محبّت
ای برق! کجا شد نگه گـاه به گاهت؟
رَدِ قدم‌های تو
در زمستانِ دلم جا مانده است...
چشم به آب شدنِ برف‌ها دارم!
و انتظار می‌کشم بهاری
که تو را از نو شکوفه بزند...
وبازتوهمانی بشوی که من میخواهم
دیدگاه ها (۱۲)

#معینتو می‌روی و دیده‌ی من مانده به راهتای ماه سفرکرده! خدا ...

رَدِ قدم‌های تودر زمستانِ دلم جا مانده است...چشم به آب شدنِ ...

رَدِ قدم‌های تو در زمستانِ دلم جا مانده است...چشم به آب شدن...

رَدِ قدم‌های تو در زمستانِ دلم جا مانده است...چشم به آب شدن...

مـوج گیسوی سیاهت بـوی باران می دهدخنـد هـای گاه گاهـت بـوی ب...

مـوج گیسوی سیاهت بـوی باران می دهدخنـد هـای گاه گاهـت بـوی ب...

مـوج گیسوی سیاهت بـوی باران می دهدخنـد هـای گاه گاهـت بـوی ب...

خسته از کابوس رفتن دور از اون روزای روشن..

اینک زمان شکفتن است؛ با بال هایی که تمام وسعت آسمان را به بن...

مثل یک مهتاب در آسمان تاریک قلبم نشستی و قلب مرا پر از نور م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط