{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینک زمان شکفتن است؛ با بال هایی که تمام وسعت آسمان را به

اینک زمان شکفتن است؛ با بال هایی که تمام وسعت آسمان را به بند می کشاند.
موج موج سکوت در اشتیاق سبز شدن جریان می یابد و حسی پر از نشاط، زمین را دربرمی گیرد. صدای همهمه آب ها، مرا به خود می خواند تا فریادهای مانده در گلویم را به پهنه دشت ها بسپارم. باید یک بار دیگر متولد شوم و سرنوشت شوم برگریزانم را با سبزی بهار ریشه دوانده در رگ هایم، کنار بگذارم.
باید برای جوانه زدن، آستین بالا زد. باید شکوفه داد.
قیامت، در نفس زمین قیام کرده و قدرت پروردگار، در همه ذرات، خودنمایی می کند؛ «پس هر گاه بهار را دیدید، زیاد، یاد قیامت کنید».
این بار هوا بوی تازگی می دهد؛ بوی طراوت و شادابی.
سبز پشت سبز. زمین به آرامشی می رسد که چشم های همیشه بیدار آسمان، به شکوهش خیره می شود.
این چندمین بهار است که زمین، زمستان را پشت سر گذاشته و پس از نیست شدن، دوباره جوانه داده است؟!
«خاک را زنده کند تربیت باد بهار     سنگ باشد که دلش زنده نگردد به نسیم»
شانه هایم، شکوه پرواز را حس می کنند.
حالا هوای سرشار از شوقی را نفس می کشم که پاییزهای زرد سپری شده را رنگ می زند.
باید به فکر ترانه شدن با جوانه های باران باشم.
باید بار دیگر آفتابی شوم و خورشید را در آغوش بکشم؛ حالا که از جنس نورم.
دیدگاه ها (۴)

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

خیال بباف، نفس بکش، #کتاب بخوان، ذوق کن. به هر شکلی که می‌شو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

دختری که ملکه ی جهنم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط