{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که: بانک هرر

‏تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که: بانک هرروز صبح یک حساب برات باز میکنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار پول میگذاره ولی دوتا شرط داره: یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس میگیرند. نمیتونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه‌ای منتقل کنی.
هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز میکنه.
شرط بعدی اینه که بانک میتونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل میکنی؟»

«همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم: "زمان".

این حساب با ثانیه ها پر میشه. هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه بهت هدیه میدن و شب که میخوای بخوابی مقداری را که مصرف نکردی نمیتونی به روز بعد منتقل کنی.

لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. هرروز صبح جادو میشه و هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن.
یادت باشه که من و تو فعلا” از این نعمت برخورداریم ولی خدامیتونه هر وقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. پس قدر خودتو بدون و خوب زندگی کن دوست خوبم!
دیدگاه ها (۱۹)

ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻮﺗﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺗﺶ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺟﯿﻦ ﮔﺬﺍ...

قطار عمر کم کم به زمستان می رسد.دریابیم دوستیهامونو.

ﻣـــﺎ ﺁﺩﻣـــــــﺎ ؛ﻫـﻤـﯿــﺸـــﻪ ﺩﻟـﺘـﻨـــــﮓ ﺍﻭﻧــﮯ ﻫـﺴــﺘــ...

بی تو تهران چیست ؟؟؟آیا از بلند ی دیده ای ؟!آسمانی تیره....

#تلنگرانه ‍ تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه‌ات اینه که ب...

part4کوک:بعد ازچند دقیقه که این سوال رو پرسید داشتم دنبال جو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

‏تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که: بانک هرروز ...

‏تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که: بانک هرروز ...

تصور کن برنده یک مسابقه شدی وجایزه ات اینه که: بانک هرروز صب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط