{مشاهیرکوردستان}

{مشاهیرکوردستان}



 
برزان از خستگی ها ومشکلاتش می گوید و اینکه در مدت یکسال بارها خسته شده و کم آورده اما با انگیزه و اراده ای که داشته توانسته است مشکلات را تاب بیاورد.
از آینده اش حرف می زند، آینده ای که خیلی به آن امیدوار است و می گوید: هدفم این است که در آینده به یک ریاضی دان موفق در کشور تبدیل شوم و برای خانواده ام افتخار کسب کنم،

از او سوال کردم که احتمالا لحظه هایی داشتید که ناامید شدید ، خسته شدید و یا فکر کردید که نمی توانید دیگر ادامه دهید؛ددر این لحظه ها چکار می کردی؟
با چهره معصوم و نازش می گوید؛ مادرم مثل فرشته ای مهربان یار و یاورم بوده و همچنین پدرم تا به امروز مرا پشتیبانی کرده است، معمولا در این زمانها به چیزهای خوب فکر می کردم و اینکه باید بشه و بعدش چه اتفاقی می افتد و همین باعث می شد انرژی بگیرم و مقاوم تر از قبل ادامه دهم.
 



#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۲)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆بعد از ناهار دوباره به اتاقم ب...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

پیام هانیییی

ᴘᴀʀᴛ ۴۰ | حرفی که سال‌ها نگفته بودشب قبل از رفتن آرا...خونه ...

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

سلام، خوبید؟امیدوارم حالتون خوب باشه، پرنسس‌هام. اگه الان ای...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.56(روایت از زبان جونگ‌ک...

قسمت بیست و شش

کامنت تهیونگ زیر پست یکی از آرمی ها در ویورس:🐻💌💜: سطح اسپانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط