(Part1)
(Part1)
15 سال دروغ..
فصل دوم..
{فقط به من نگاه کن توجه ت را به من بده ای شیطان رانده شده}
یک ماه پیش قبل از آن اتفاق بود که خواست بودم همه اطلاعاتی که میتوانند از لتیشیا آمانه ومشاورم یعنی الکس همه را برایم آورده بود:
20 سپتامبر2029
ساعت:3:00(شب دنیایی شیاطین(قصر شاهزاده دورگه)
جئون جونگکوک:(شاهزاده دورگه):
در حالی که لیوان وی.سکی در دستانم بود را تکان میدادم وبه حرارت آتیش شومینه اتاقم نگاه میکردم در دنیای شیاطین شب ها بسیار سرد روی مبل سلتنتی خودم نشسته بودم وداشتم فکر میکردم که صدای در آمد "اعلاحضرت الکس هستم" لبخندی زدم بالاخره برگشت"بیا تو" در را باز میکند وتعضیمی میکند به صندلی کنارم اشاره میکنم بشنید وفورا از دستورم اطاعت میکند"خب الکس ..بگو ببینم چی پیدا کردی!" با لحن ربات واری گفت"قربان لتیشیا آمانه از اون چیزی که فکر میکردم خطر ناک تر است!"گوشم تیز میشود ولبخند میزنم الکس هیچ وقت تو چیزی نمی تواند به من دروغ بگوید پس.. حرف هایش همه اوج حقیقت است"لتیشیا آمانه با نام دوم هیما شیطانی از نسل شیاطین چشم بنفش که هر یک میلیون سال یک بار به دنیا می آیند هست اون از بچگی به دنیای انسان ها فرستاده میشه تا با دنیای انسان ها اشنا بشه"وقتی الکس حرفی نمی زند عصبی میشوم ومیگویم"اینا رو خودم میدونستم الکس از جونت سیر شدی؟"لبخندی میزند وادامه میدهد"خیر قربان..البته این چیزی هست که به بقیه شیاطین گفتن! اون داری قدرت کنترل زمانه جوری که قبل از کامل شدن قدرتش میتونه از یک سومش استتفاده کنه! و مهم تر از همه اون پدر منظورم شاه والیسی داری بهترین کنترل کردن سرزمین در تاریخه وهمسرش که مرده ملکه هیما.."حرفش را قطع میکنم در زمان حکومتیک خاندان سلطنتی حق وجود یک شخص دیگه با این اسم نیست پس چطوری اسم دوم لتیشیا هیما ست؟ با تعجب میپرسم
_هیما؟
_بله هیما.. هیما به دو زبان مختلف دو معنی دارد یک: که بیشتر مردم به خاطر این ملکه هیما رو میشناختند سر الگو و در این مایه.. و دوم: به خاطر این اسم دوم دختر شو این گذاشت به معنای بانوی عشق است! یه جور هایی یه نفرینه این اسم..."از تعجب چشمانم گشاد میشود یعنی ملکه هیما دختر خودشو نفرین کرده؟الکس ادامه میدهد"یه نوع نفرین خوش شانسی البته اگه بتونی اینو بهش بگی صاحب این اسم عشق واقعی رو پیدا میکنه یا هزاران عشق رو.. برای این بهش میگن بانوی عشق و ملکه هیما جزء مهمترین زن ها بوده زیرا قدرت زمان کامل رو داشته که بتونه زمان رو تو هر چی دلش بخواد سر هم کنه.. جوری که حتی شما علاحضرت نمی تونید بفهمید یا کنترل کنید وخطرناکش اینجاست که من تا تحقیق کردم یه چیز ترسناک فهمیدم لتیشیا هم همین قدرت رو به ارث برده!البته فعلا نه!این که هیچی نیست قربان اون قدرت شیطان روح رو داره!" با شنیدن کلمه آخر از عصبانیت وتعجب وخشم لیوان وی.سکی را محکم تو صورت الکس پرت میکنم لیوان در صورتش خرد میشود وخون از پیشانی اش در حال پایین آمدن است شیطان روح!..شیطان روح اون میتونه حتی از من قدرتمند تر باشه! ترکیب سه تا قدرت خطر ناک که به تنهایی میتواند جهان را نابود کنند زمان مطلق ..چشمان بنفش..شیطان روح..اعصابم که آروم میشه روی صندلیم میشینم با دست اشاره میکنم ادامه بده"قربان لتیشیا نمی تونه شیطان روح رو کنترل کنه! شاه والیسی وقتی لتیشیا 4 سالش بود خواست از اون قدرت استفاده کنه!....
ادامه دارد..>.<
15 سال دروغ..
فصل دوم..
{فقط به من نگاه کن توجه ت را به من بده ای شیطان رانده شده}
یک ماه پیش قبل از آن اتفاق بود که خواست بودم همه اطلاعاتی که میتوانند از لتیشیا آمانه ومشاورم یعنی الکس همه را برایم آورده بود:
20 سپتامبر2029
ساعت:3:00(شب دنیایی شیاطین(قصر شاهزاده دورگه)
جئون جونگکوک:(شاهزاده دورگه):
در حالی که لیوان وی.سکی در دستانم بود را تکان میدادم وبه حرارت آتیش شومینه اتاقم نگاه میکردم در دنیای شیاطین شب ها بسیار سرد روی مبل سلتنتی خودم نشسته بودم وداشتم فکر میکردم که صدای در آمد "اعلاحضرت الکس هستم" لبخندی زدم بالاخره برگشت"بیا تو" در را باز میکند وتعضیمی میکند به صندلی کنارم اشاره میکنم بشنید وفورا از دستورم اطاعت میکند"خب الکس ..بگو ببینم چی پیدا کردی!" با لحن ربات واری گفت"قربان لتیشیا آمانه از اون چیزی که فکر میکردم خطر ناک تر است!"گوشم تیز میشود ولبخند میزنم الکس هیچ وقت تو چیزی نمی تواند به من دروغ بگوید پس.. حرف هایش همه اوج حقیقت است"لتیشیا آمانه با نام دوم هیما شیطانی از نسل شیاطین چشم بنفش که هر یک میلیون سال یک بار به دنیا می آیند هست اون از بچگی به دنیای انسان ها فرستاده میشه تا با دنیای انسان ها اشنا بشه"وقتی الکس حرفی نمی زند عصبی میشوم ومیگویم"اینا رو خودم میدونستم الکس از جونت سیر شدی؟"لبخندی میزند وادامه میدهد"خیر قربان..البته این چیزی هست که به بقیه شیاطین گفتن! اون داری قدرت کنترل زمانه جوری که قبل از کامل شدن قدرتش میتونه از یک سومش استتفاده کنه! و مهم تر از همه اون پدر منظورم شاه والیسی داری بهترین کنترل کردن سرزمین در تاریخه وهمسرش که مرده ملکه هیما.."حرفش را قطع میکنم در زمان حکومتیک خاندان سلطنتی حق وجود یک شخص دیگه با این اسم نیست پس چطوری اسم دوم لتیشیا هیما ست؟ با تعجب میپرسم
_هیما؟
_بله هیما.. هیما به دو زبان مختلف دو معنی دارد یک: که بیشتر مردم به خاطر این ملکه هیما رو میشناختند سر الگو و در این مایه.. و دوم: به خاطر این اسم دوم دختر شو این گذاشت به معنای بانوی عشق است! یه جور هایی یه نفرینه این اسم..."از تعجب چشمانم گشاد میشود یعنی ملکه هیما دختر خودشو نفرین کرده؟الکس ادامه میدهد"یه نوع نفرین خوش شانسی البته اگه بتونی اینو بهش بگی صاحب این اسم عشق واقعی رو پیدا میکنه یا هزاران عشق رو.. برای این بهش میگن بانوی عشق و ملکه هیما جزء مهمترین زن ها بوده زیرا قدرت زمان کامل رو داشته که بتونه زمان رو تو هر چی دلش بخواد سر هم کنه.. جوری که حتی شما علاحضرت نمی تونید بفهمید یا کنترل کنید وخطرناکش اینجاست که من تا تحقیق کردم یه چیز ترسناک فهمیدم لتیشیا هم همین قدرت رو به ارث برده!البته فعلا نه!این که هیچی نیست قربان اون قدرت شیطان روح رو داره!" با شنیدن کلمه آخر از عصبانیت وتعجب وخشم لیوان وی.سکی را محکم تو صورت الکس پرت میکنم لیوان در صورتش خرد میشود وخون از پیشانی اش در حال پایین آمدن است شیطان روح!..شیطان روح اون میتونه حتی از من قدرتمند تر باشه! ترکیب سه تا قدرت خطر ناک که به تنهایی میتواند جهان را نابود کنند زمان مطلق ..چشمان بنفش..شیطان روح..اعصابم که آروم میشه روی صندلیم میشینم با دست اشاره میکنم ادامه بده"قربان لتیشیا نمی تونه شیطان روح رو کنترل کنه! شاه والیسی وقتی لتیشیا 4 سالش بود خواست از اون قدرت استفاده کنه!....
ادامه دارد..>.<
- ۵۱.۵k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط