{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم
یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم

با من بمان هر لحظه می افتم به پایت
هر چند به ظاهر آدمی مغرور باشم

وقتی دلت صیاد این دریاست-ایکاش
من ماهیِ افتاده ای در تور باشم

بگذار با رویای وصلت خو بگیرم
حتی اگر یک وصله ی ناجور باشم

آغوش واکن! حرفهایم گفتنی نیست
تا کی فقط در شاعری مشهور باشم؟

پیراهنم ارزانی چشمان مست ات
لطفی ندارد عشق اگر محصور باشم!

روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن
من کور باشم، کور باشم، کور باشم!
دیدگاه ها (۱)

بگو چرا بنویسم ،به دفتری که ندارمهنوز هم غزل، از حال بهتری ک...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

شک ندارم که تو مانند خودم دلتنگیبا جهانی جهت دیدن من در ج...

کوک کرده امچشم هایم رابرای لحظه ی آمدنت !!می ترسم این عقربه ...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشمب...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم...

شادی: طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم....

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم....

.....طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور ...

-

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم....

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط