{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم
یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم

با من بمان هر لحظه می افتم به پایت
هر چند به ظاهر آدمی مغرور باشم

وقتی دلت صیاد این دریاست-ایکاش
من ماهیِ افتاده ای در تور باشم

بگذار با رویای وصلت خو بگیرم
حتی اگر یک وصله ی ناجور باشم

آغوش واکن! حرفهایم گفتنی نیست
تا کی فقط در شاعری مشهور باشم؟

پیراهنم ارزانی چشمان مست ات
لطفی ندارد عشق اگر محصور باشم!

روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن
من کور باشم، کور باشم، کور باشم!
دیدگاه ها (۲)

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....این دل بیقرار من ، رشک...

برمی خیزماز پشت پلکهای خواب آلوده ام به روزنه صبح سلام میکنم...

میخوانمت... به طعم بوسه های باران بر حریر آبی عشق و نقش میزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط