یه حس مبهم!!!

یه حس مبهم!!!

همه چیز از آنجا تمام شد..

که "شب بخیر" هایت بوی خداحافظی،

و"دوستت دارم" هایت رنگِ عادت گرفت!

در آخرین حرف هایت..

میشد سرمای پاییز را حس کرد!

ومن هنوز،در تابستانِ محالات خوشه خوشه خیال می چیدم!

نشد زمستان که شد در کفِ دستانِ هم "ها" کنیم!

نشد سرمای پاییز را در گرمای نگاهِ هم زندگی کنیم!

دستکش های بافتنی تنهاییِ تمامِ عاشق های شهر را فریاد می زند!

قرار بود قدم هایمان با برگ ها سمفونیِ عشق به راه بیاندازند!
خب میدانی؟
این وصله ها از همان اول هم به ما نمی چسبید!
دیدگاه ها (۱۱)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

مثل همین برف...توجه کرده اید؛ وقتی که گلوله ی برفی درست می ک...

مثل همین برف...توجه کرده اید؛ وقتی که گلوله ی برفی درست می ک...

🍂 پاییز کم کم میرسدیادت نرود باران که باریدحواست به خودت باش...

پاییز کم کم میرسدیادت نرود باران که باریدحواست به خودت باشدچ...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط