مثل همین برف...

مثل همین برف...
توجه کرده اید؛ وقتی که گلوله ی برفی درست می کنیم و سعی می کنیم آن را در دستهایمان نگه داریم و گرمش کنیم، بعد از مدتی دیگر سرمای برف دست ها را اذیت نمی کند؟! شاید فکر کنیم، خب ما برف را گرم کرده ایم!
ولی خوب که نگاه می کنیم این برف نیست که گرم شده، بلکه دستهای ما است که از سرمای آن بی حس شده...
درست مثل ما آدمها، وقتی با کسی هستیم که با سردی با ما رفتار می کند...
شاید، در ابتدا دوست داشته باشیم که از گرمای خودمان به او ببخشیم و گرمش کنیم...
ولی، وقتی به خودمان می آییم می بینیم که نه تنها گرم نشده، بلکه از خود ما هم یک آدم بی حس ساخته است...
شاید بهتر باشد از همین حالا در رابطه هایمان با آدم های #برفی تجدید نظر کنیم... شاید فردا دیر باشد...
دیدگاه ها (۱)

تمام غصه‌ها موجه نیستند! ما اکثر وقت‌ها غمگین و سوگواریم؛ بر...

تمام غصه‌ها موجه نیستند! ما اکثر وقت‌ها غمگین و سوگواریم؛ بر...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

گاهی مهم‌تر از اینکه فرزندمان بگوید «ببخشید»، این است که بفه...

چه بسیار چیزهایی که تمام عمر برای به‌دست آوردنشان دویدیم... ...

لشکریان الکرار انصار الله

🎥 پناهیان: فقط یک نفر در دنیا گفته جنگ ۲۰ سال طول می‌کشد🔹حجت...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط