سفرهای تنهایی همیشه بهترند

سفرهای تنهایی همیشه بهترند
کنارِ یک غریبه می‌‌نشینی
قهوه ات را می‌‌خوری
سرت را به پشتی‌ صندلی تکیه میدهی‌ تا وقت بگذرد
به مقصد که رسیدی
کیف و بارانی ات را بر میداری
به غریبه ی کنارت سری تکان می‌‌دهی‌
و می‌‌روی
همین که زخمِ آخرین آغوش را به تن‌ نمی‌کشی
همین که از دردِ خداحافظی به خود نمی‌‌پیچی‌
همین که تلخی‌ یک بغض را با خودت از شهری به شهری نمیبری
همین یعنی‌
سفرت سلامت

نیکی‌ فیروزکوهی

شعرِ سفر از مجموعه ی پرنده‌ای که از بامِ شما پرید
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی✨همه‌چیز از یک شب بارانی شروع شد.ات، از صبح منتظر ب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۲ | «مقصد کجاست؟...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

سناریو: ماه سرخ

سفرهای تنهایی همیشه بهترندکنارِ یک غریبه می‌‌نشینی قهوه ات ر...

سفرهای تنهایی همیشه بهترندکنارِ یک غریبه می‌‌نشینی قهوه ات ر...

سفرهای تنهایی همیشه بهترندکنارِ یک غریبه می‌‌نشینی قهوه ات ر...

سفرهای تنهایی همیشه بهترندکنارِ یک غریبه می‌‌نشینیقهوه ات را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط