{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی
گفت حق است که با آتش ما دم سازی..
گفتم این عدل نباشد که دلم ریش شود
گفت این سادگی توست که دل می بازی..
گفتم آخر تو بگو عدل خداوند کجاست؟
گفت آنجاست که تو در ره خود سر بازی..
گفتم این عشق نباشد که پرستم خود را
گفت پس جان بده چون کرده ای آتش بازی.....

#عکس #عکس_نوشته
#خاص #عاشقانه #ستایش_قلب_سربی
.
دیدگاه ها (۰)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بنام افریدگار خردامروز ما در بطن تاریک‌ترین قسمت زندگی در تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط