{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوپارتی

جیهوپ، خورشید گروه BTS، همیشه با اون لبخند درخشان و انرژی بی‌پایانش، به همه امید می‌داد. اما پشت اون درخشش، یه روح حساس وجود داشت که گاهی اوقات نیاز به یه گوش شنوا و یه آغوش گرم داشت. و اون آغوش گرم، مال ا/ت بود.

ا/ت، یه طراح رقص جوان که تو یه آکادمی کوچیک تو سئول درس می‌داد، اولین بار جیهوپ رو تو یه کارگاه رقص مشترک برای آیدل ‌ها ملاقات کرد. جیهوپ با اون حرکات سریع و پر از احساسش، ا/ت رو مسحور خودش کرده بود. و ا/ت هم با اون نگاه‌های دقیق و راهنمایی‌های آرامش ‌بخش، توجه جیهوپ رو جلب کرده بود. از همونجا، جرقه‌ی یه حس خاص تو دلشون زده شد.

رابطه ‌شون آروم و پله پله شکل گرفت. جیهوپ و ا/ت هر دو عاشق رقص بودن. ساعت‌ها تو استودیو می‌موندن، با هم می‌رقصیدن، ایده‌های جدید رو امتحان می‌کردن و گاهی هم فقط می‌نشستن و در مورد رویاها و ترس ‌هاشون حرف می‌زدن. ا/ت، تنها کسی بود که جیهوپ می‌تونست پیشش نقاب امید رو برداره و خود واقعی‌اش باشه؛ پسری که گاهی خسته می‌شد، گاهی شک می‌کرد و گاهی هم نیاز به حمایت داشت.

یه شب، جیهوپ بعد از یه روز کاری طاقت ‌فرسا و پر از استرس، به خونه ا/ت اومد. صورتش گرفته بود و برعکس همیشه، خبری از اون لبخند همیشگیش نبود. ا/ت با نگرانی بهش نگاه کرد. "چی شده هوپی؟ خیلی خسته‌ای؟"

جیهوپ فقط سر تکون داد و روی مبل نشست. "نمی‌دونم... یه جورایی... حس می‌کنم دارم کم میارم ا/ت."

ا/ت کنارش نشست و دستش رو گرفت. "می‌خوای حرف بزنی؟"

جیهوپ آهی کشید. "مشکل خاصی نیست... فقط فشار کار، انتظارات... یه وقتایی حس می‌کنم تو یه تاریکی گیر کردم که نمی‌تونم ازش بیرون بیام."

ا/ت سکوت کرد. می‌دونست که جیهوپ معمولا از گفتن ناراحتی‌ هاش فرار می‌کنه، همیشه سعی می‌کنه قوی باشه و به بقیه امید بده. اون شب، ا/ت حرف زیادی نزد. فقط دست جیهوپ رو محکم گرفت. بلند شد و یه چای گیاهی براش آورد. بعد کنارش نشست و شروع کرد به نوازش موهاش.



ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۰)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

سناریو ناگی پارت ۱

ریاکشن پارت ۲

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

ادامه سناریو

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

سناریو مایکی پارت اخر

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط