{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیسیا در مورد این فیک الان نبینید همه چی عالیه از اونجایی

سیسیا در مورد این فیک الان نبینید همه چی عالیه از اونجایی که این فیک فانتزیه و ا/ت یه موجود ماورالطبیعیه بسیاری از آزمایشگاه ها دنبالشن و اگه یادتون باشه توی معرفی فیک بهتون گفتم اینو برید ببینید اگه یادتون نمیاد و کلا این فیک طولانیه و من احتمالا عکس این فیک رو عوض کنم پس اگه عوض شد روی عکسش اسمشو میزارم که قاطی نکنید یا اصلا شاید ۴۰ تا پارت دیگه گذاشتم و بعد بریم فصل دومو عکس فیک رو عوض کردم خب دیگه زیاد دارم زر میزنم بریم برا فیک

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت۱۰☆


ویو کوک

ولی ا/ت مانع کارم شد و نذاشت دستمو رو جینا بلند کنم

ا/ت:کوک اینبار نوبت منه

کوک:هرجور خودت میدونی

ویو ا/ت

یکی از توانایی هایی که داشتم این بود که میتونستم با استفاده از پنجه هام از خودم محافظت کنم اما امروز یه فایده دیگه داشت پنجه هام بیرون اومدنو آروم روی صورت جینا کشوندمشون و در گوشش گفتم

ا/ت:هی میدونم کوک رو برای چی میخوای

جینا:آره برا همین میخوام خودت که میدونی کم پیش میا.........

با سیلی که بهش زدم ساکت شد موهاشو گرفتم و خیلی ریلکس به سمت در خروجی عمارت قدم برداشتم و پرتش کردم بیرون و با حرفی که بهش زدم در خروجی به روش بسته شد

ا/ت:راستشو بخوای با این موضوع کنار بیای که کوک به آدمایی که میخوان ازش سوع استفاده کنن نیازی نداره لطفا دیگه این دورو برا پیدات نشه

کوک:نه بابا خوشم اومدددد

ا/ت:ایکبیری

کوک:باکی؟

ا/ت:کوک چیزی مصرف میکنی شوهر گلم؟؟؟

کوک:آره یه چیزی هست از وقتی مصرفش میکنم دیگه نمیتونم ازش دل بکنم

ا/ت:واقعااااا؟؟؟؟چی مصرف میکنی؟؟؟

کوک:تورو

ا/ت:عههههههه نه بابا منم بلدم اینجارو باش.........

برو پایینو بخون👇👇

☆
بچه‌ها واقعا به عنوان یه آدم که توی تابستون مریض شده و الان فقط توی تخت نشسته داره آبمیوه طبیعی میخورهه واقعا بیشتر از این از دستم بر نمی‌اومد من تو بچگی لوزه سوممو عمل کردم و الان دوباره لوزه در آوردم و حالم واقعا خوب نیست درک کنید ایشاالله خوب شدم ۳ تا پارت هدیه یا بیشتر براتون میزارم و خلاصه من برم دیگه بوس بهتونننننننن باییییی🎀💋
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سناریو سانزو پارت ۲

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط