.....

.....
من حسادت می‌کنم حتی به تنها بودنت
من به فردِ روبه‌رویی، لحظه‌ی خندیدنت

من به بارانی که با لذت نگاهش می‌کنی
یا نسیمی که رها می‌چرخد اطراف تنت

من حسادت می‌کنم! حتی به دست گرم آن
شالِ خوش‌رنگی که می‌پیچد به دور گردنت

وقتی انگشتان تو در گیسوانت می‌دَوَد
من به رد‌ِ مانده از این‌جور سامان دادنت

اینکه چیزی نیست، گاهی دل حسادت کرده به
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت

هیچ‌کس ای ‌کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت می‌کنم حتی به قلب دشمنت

کاش هرکس غیر من، ای‌کاش حتی آینه
پلک‌هایش روی‌ هم می‌رفت وقت دیدنت.....
دیدگاه ها (۵)

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

من حسادت می‌کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه‌...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

با توام ...من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به ...

#من_حسادت_میکنم...!..من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت...من ...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط