{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیر: وقتی باهمیم نمی فهمیم،

امیر: وقتی باهمیم نمی فهمیم،
وقتی از هم دور شدیم
تازه میفهمیم که اونی که رفته
چقدر از وجودتو کنده
و با خودش برده و چقدرشو
برای خودت جا گذاشته..



📽 پل چوبی
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

میدونم خیلی ربطی نداره ولی دلم نیومد سالگرد فوت سولی رو بی ت...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

🖤 شناسنامه رمان «سبز یشم زیر باران»ژانر:ویکتوریایی | تاریخی ...

اخبار

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ام | انتخابدنیل از پشت ساختمان بیرون آمد.—...

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط