{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقت نیستم 🥀

عاشقت نیستم 🥀
پارت 49

هووف بلاخره رسیدمممم... مردمممممم (نفس نفس)
بدنم خیس عرق شده فقط چون المایت گفته بود از قدرتم استفاده نکردم تا برسم تف تو این وضعیت...
برم بشینم... عع دو تا صندلی خالی اون پشت هست خوبه.
کلاس B یکیشون: اوی... تو پسره
میدوریا: با منی؟!
اره با توام برا چی اینجایی؟! برو تو اتوبوس خودتون..
اه ــ. شرمنده اوتوبوسم رفته برای همینم مجبورم ببام توی این اتوبوس اشکالی نداره ک؟! راستی معلمتون کجاست؟!
خفهههه فقط برو از این اتوبوس بیرون....
اووووو چته؟! هنوز ناراحتی ک کلاس A برده و شما باختید؟! خب ناراحت نیستم بلاخره شماره یک خودم بودم سعی کنید حداقل یکمی از من یاد بگیرید
چی گفتی عوضی؟!(با مشت به سمت میدوریا داره میاد) ..
باکوگو جلوشونو میگیره....

باکوکو: اوی اوی... چه مرگتونه وحشی ها زورتونو نگه میذاشتید برای مسابقه الان گنده گوزی میکنید که به کدوم ورم بگیرم؟! انقده چصی نیاید و گمشید تو راه میخوام بخوابم (داد)

میدوریا:(خب شروع خوبی نبود ولی فک کنم جالب بشه باید ازش تشکر کنم که نزاشت برام قلدری در بیارن؟! البته از همین الان معلومه که میخواد چی بگه
تصوراتم

خفه شو من اینکارو برای خودم کردم که حساب کار دستشون بیاد توام اگه انقدر عذشق مشت خوردنی بیا پک و پوزتو بیارم ــــ



باکوکو: حالت خوبه...؟!
دیدگاه ها (۴)

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

عشق شیرین PART 17

زندگی احساسی منp3ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانی...

پارت سی و هشتم

My heroic school

خـونـاشــآمـ‌تــرسنــآکـ‌مــنپارت¹⁵دکتر ـ توی الکلی ک مصرف ک...

ماجرا های ریوکی در UA پارت دوم بهم گفتین اگه ادامه داره بنوی...

#پارت۲۲ ‌ #دلبربلاوارد حیاط دانشگاه شدم و روی یکی از نیم کت ...

My heroic school

"•میکاپر من•" "•پارت22•"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط