{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان گذشت و من عاشق زن‌های زیادی شدم. زمانی که اونها رو د

زمان گذشت و من عاشق زن‌های زیادی شدم. زمانی که اونها رو در آغوش می‌گرفتم، همه از من می‌پرسیدن که آیا اونها را فراموش می‌کنم؟... و من می‌گفتم: بله! فراموش می‌کنم...
تنها کسی که هیچ‌وقت فراموشش نکردم زنی بود که هرگز نپرسید.


"مالنا (Malèna)
جوزپه تورناتوره"
#Unik
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

Custom bride part : 4

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

آغوشی از جنس خطر پارت ۸ هشت

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط