{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚
_بخش دوم_
کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی به سمتم می‌دود و خودش را توی بغلم می‌اندازد"ریون!"
می‌بوسمش و نوازشش می‌کنم"چطوری اومدی پیشم عشقِ من؟چطور پیدام کردی؟"
صدای بم آشنایی می‌گوید"خیلی آب زیرکاهی اسمیت!فکر می‌کردم عشقت منم"
سوروس...سوروس لعنتیِ دوست داشتنی ام!چطور فهمید که از ته دل نگفتم؟من دروغگوی خوبی هستم ولی این پسر،تمام معادلات را به هم می‌زند"چیزهای زیادی هستن که من عاشقشونم.ولی فقط یه نفره که حاضرم از بین تمام اونها انتخابش کنم"
کنارم می‌نشیند"من که خر شدم"
می‌خندم.ریون از توی بغلم می‌جهد و به آغوش صاحب حقیقی‌اش پناه می‌برد.سوروس انگشتان کشیده اش را زیر چانه او می‌کشد و او هم ناز می‌کند و خرخر شادمانی سر می‌دهد.از سوروس می‌پرسم"چطوری پیچوندی؟چطوری اومد بیرون؟"
"الکسا دید که دارم دیوونه میشم برای همین کمکم کرد."
"یعنی چجوری؟"
"بیخیال همه ی دنیا آدمو بخاطر سنگ کاغذ قیچی وسط سالن میندازن بیرون!"
"خوشحال شدم اومدی پیشم"
"خودمم همینطور.نگرانت بودم"
"برای چی؟من که همینجام!"
"اون مردها...مرگخوارا ری...اگه بفهمن دیدیمشون...اگه شک کنن و بیان سراغت؟"
"دویست هزار بار بهت گفتم من نیازی به مراقبت ندارم!"
"منم نمی‌گم داری.کسی که محتاجه منم.منم که اگه نبینمت که حالت خوبه و سالمی و خطری متوجهت نیست دیوونه می‌شم.من نمی‌خوام ازت مراقبت کنم.میخوام کنارت باشم"
"چطور انقد خوب حرف می‌زنی؟من همیشه مردمو ناراحت می‌کنم"
"انقد مردمو ناراحت کردم که دیگه یاد گرفتم"
"مردم یعنی لیلی؟"
یک لحظه نگاهم می‌کند.لبخند می‌زند"من دیوونه شدم یا پرنسس اسلیتیرین واقعا داره حسودی می‌کنه؟"
"من فقط پرسیدم!"
صورتم را می‌گیرد و می‌بوسدم.چقدر دلم برای این حس تنگ شده بود.وقتی بوسه را می‌شکنیم صورتم را رها نمی‌کند"تو چجوری انقد دوست داشتنی ای؟خدایا...نفس آدمو بند میاری!"
چیزی نمی‌گویم.فقط نگاهش می‌کنم.شاید هر دختر دیگری بود در این موقعیت سرش را پایین می‌انداخت و سرخ می‌شد...ولی من خجالت نمی‌کشم.من از دلقک ذغالی ام خجالت نمی‌کشم.ادامه می‌دهد"تو همه جوره نقض خودتی!به اندازه یه ببر قوی و جذابی ولی همزمان مثل یه جوجه معصومی!چقد این ویژگی‌تو دوست دارم!"
باز هم نگاهش می‌کنم.نفس عمیقی می‌کشد"اینجوری زل نزن ری...کار دستمون می‌ده"
نگاهم را از او می‌گیرم و آسمان را نگاه می‌کنم‌.امروز نه ولی...شاید یک روز نخواهم هیچ جوره نگاهم را از او بگیرم.
𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡
¹Winston Prince
²Mirana Prince
³Christopher Prince
⁴Andrew David
⁵Elaine David
⁶Lilith Jax
⁷Nicholas Jones
⁸Athena Jones
⁹Oliver Prince
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط