{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت این دیوار

پشت این دیوار
چه چشم هایی که نمی گریند
پشت هر قهقهه ی بلند چه بغض های نهفته اند
پشت این لبخند عجیب چه
ناله هایی که شنیده نشده اند
دنیا چه می کنی با ما
آدمی تا کجا می رود
کمی کوتاه بیا
از درد ها کم کن
میان این مغز های غبار گرفته پنهانن شادی های بی پایان
کمی باران ببار خدایا
من که با قطره ها قانع نمی شوم
کمی باران ببار
تا بغض کهنه با صدای غرش آسمان ترک بردارد
خدایا به آسمانت بگو ببارد
که من در این روز بهار
بغض هایم را به ابر ها سپرده‌ام
دیدگاه ها (۱)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

چند پارتی بازی ممنوع

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

p28

راز خون پارت چهارم

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟥𝟦 یقه ی پدرش رو گرفت و توی صورتش مح...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهارم 𓆪 🖤🥀...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط