سلام
می خوام فیک رو شروع کنیم لتس گوووووو
.....واقعا خستم از دیروز داریم تمرین میکنیم دیگه واقعا تحمل ندارم.....
از زبون مالوین( با علامته+ نشونش میدم)
من خستم خیلی ،از دیروز برای کنسرت داریم کار میکنیم ولی استفا اصلا به ای موضوع توجه نمیکنن
ولی خب چیکار کنیم ، فردا کنسرته و ما هنوز سر چرخش مشکل داریم.
۳۰ دقیقه بعد
تموم شد ، آزاد شدیم، بالاخره استفا لایک نشون دادن و حالا یه خوابه راحت داریم، اوهه راستی اسممو نگفتم! من لی مالوین ام ۲۳ سالمه ،کره ایم (ولی آنچنان شباهتی به بقیه ی رفقام ندارم )
خوب ما یه گروه ۷ نفره ایم ،قرار بود ۶ نفر باشیم ولی با پیوستنه من به گروه ۷ تا شدیم، دروغ چرا اوایل فکر میکردم تو گروه اضافیم، ولی رفتاره بچه ها انقدر خوب بود که حسه غریبیم خیلی زود ریشه کن شد. راستش من قرار نبود بیام کره قرار بود بریم ژاپن ولی خوب داداشم اینجا زن گرفت و اینجا موند. منم فقط به خاطره داداشم موندم ،البته زن داداشه عزیزم اگر نبود من از گشنگی تلف میشدم. دستپختش حرف نداره، حتی یه مدت با سانک میرفتیم پیشش اشپزی یاد بگیریم .من بهش میگم دونا اسمه اصلیش لی دو یان ه ها ولی خوب اون این اسمو بیشتر دوست داره .حالا ازین بگذریم ما یه گروه نو پاییم مو راستش خوب خیلی دیر دیبو کردیم ولی کمکم داریم اسمو رسمی واسه خودمون پیدا می کنیم.
اوه راستی فردا اولین کنسرتمونه خیلی استرس دارم میترسم آخه هر چه قد معروف تر بشیم حرفای بیشتری پشتمون میزنن.
سانک: هییی مالی کجایی یه ساعته دارم صدات میکنم دختر لباستو عوض کن بریم دیگه میخای اون دوتا باز اون اخلاقه شون بیاد سرشون؟!
+نه اصلا !باشه. الان میام سان .
.....واقعا خستم از دیروز داریم تمرین میکنیم دیگه واقعا تحمل ندارم.....
از زبون مالوین( با علامته+ نشونش میدم)
من خستم خیلی ،از دیروز برای کنسرت داریم کار میکنیم ولی استفا اصلا به ای موضوع توجه نمیکنن
ولی خب چیکار کنیم ، فردا کنسرته و ما هنوز سر چرخش مشکل داریم.
۳۰ دقیقه بعد
تموم شد ، آزاد شدیم، بالاخره استفا لایک نشون دادن و حالا یه خوابه راحت داریم، اوهه راستی اسممو نگفتم! من لی مالوین ام ۲۳ سالمه ،کره ایم (ولی آنچنان شباهتی به بقیه ی رفقام ندارم )
خوب ما یه گروه ۷ نفره ایم ،قرار بود ۶ نفر باشیم ولی با پیوستنه من به گروه ۷ تا شدیم، دروغ چرا اوایل فکر میکردم تو گروه اضافیم، ولی رفتاره بچه ها انقدر خوب بود که حسه غریبیم خیلی زود ریشه کن شد. راستش من قرار نبود بیام کره قرار بود بریم ژاپن ولی خوب داداشم اینجا زن گرفت و اینجا موند. منم فقط به خاطره داداشم موندم ،البته زن داداشه عزیزم اگر نبود من از گشنگی تلف میشدم. دستپختش حرف نداره، حتی یه مدت با سانک میرفتیم پیشش اشپزی یاد بگیریم .من بهش میگم دونا اسمه اصلیش لی دو یان ه ها ولی خوب اون این اسمو بیشتر دوست داره .حالا ازین بگذریم ما یه گروه نو پاییم مو راستش خوب خیلی دیر دیبو کردیم ولی کمکم داریم اسمو رسمی واسه خودمون پیدا می کنیم.
اوه راستی فردا اولین کنسرتمونه خیلی استرس دارم میترسم آخه هر چه قد معروف تر بشیم حرفای بیشتری پشتمون میزنن.
سانک: هییی مالی کجایی یه ساعته دارم صدات میکنم دختر لباستو عوض کن بریم دیگه میخای اون دوتا باز اون اخلاقه شون بیاد سرشون؟!
+نه اصلا !باشه. الان میام سان .
- ۴.۰k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط