آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part23

وارد رستوران شدیمو
سر ی میز نشستیم بارکدواسکن کردیمو
غذا سفارش دادیم

کیمیا:اجی میگم این روزا که حالت خوب نیست باهم امشب بریم یجا

من:کجا؟

کیمیا:یجای خوب

من:پایم بریم

غذارو آوردنو خوردیم بعدم باهم رفتیم خونه کیمیا قرار شدکه بریم پارتی اونجا باهم آماده شدیم من زیاد اهل آرایشو این چیزا نبودم ولی کیمیا خیلی غلیظ کار میکرد

همون میکاپ صبمو تمدید کردم یکی از لباس مجلسیای کیمیارو برداشتم کیمیام آماده شد و باBMWسعید رفتیم به سوی پارتی قبل رفتن به داداشم پی ام دادم شب خونه کیمیا میمونم اونم  اوکی داد.

رفتیمو تو راه رفتنم آهنگ گذاشتیمو کلی جیغ و داد

وارد محوته شدیم واقعا به ی همچین چیزی نیاز داشتم ینی واقعا به کیمیا نیازداشتم

رفتیم تو همون اول شروع کردیم به قر دادن بعدم رفتیم وسر ی میز نشستیم
به سلامتی ی۲پیک زدیم ی پسره اومد و کنارم نشست

کیمیا سعی کرد با چشاش بهش بگه برو گمشو ولی خودشو میزد به اون راه آخرشم برگشت و مستقیم بهش گفت

کیمیا:هویی پاشو سیکتو بزن

پسره:نرم چی میشه

کیمیا از جاش بلندشد و اوند سمت پسره منم پاشدمو رفتم سمت کیمیا

من:خواهش میکنم همین امشبو خرابش نکن لطفا

کیمیا:هوفف فقط بخاطر تو باشه

سرمو تکون دادم کلا رفت اونور
نشستم سرجام

من:چی میخوای؟

پسرع:خیلی زیبایی

من:میدونم

خندید و سرشو آورد جلوتر... ..
دیدگاه ها (۱)

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

عاشقم باش Part 53

Cruel Love پارت ۶ خلاصه غذامو خوردم و قرار شد همگی باهم بریم...

بریم ؟؟لتس گو ویو «ا/ت»به بار که رسیدم من از ماشین اومدم بیر...

پارت ۳۶

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

پارت ۱...ویو راوی*امروز ی مراسم بود واسه ایدلا. همه ی ایدلای...

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت ۶داشتم نگاه جونگ کوک میکردم که یهو از پله ها سر خوردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط