اعتماد
اعتماد چيست؟
اعتماد يعني اطمينان از اينکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمينان از اينکه او نيز شما را دوست دارد. اعتماد يعني رسيدن به شناختي معمولي و معقول درباره ارتباط افراد و تعيين حدود و مرزها براي ايجاد ارتباط. عاملي که در اعتماد کردن نقش اساسي دارد، عامل «احساس» است. هرگز از روي احساسات عاطفي به کسي اعتماد نکنيد. ممکن است کسي با تاثير گذاشتن روي احساس شما بتواند، گولتان بزند. حتي ممکن است به دليل احساسات عاطفي خود، به کسي دل ببنديد که جدا شدن از او سخت باشد و از قضا، وي فرد نابابي باشد. شما بايد با عقل و منطق، بتوانيد بر احساسات خود چيره شويد.
اعتماد يعني اطمينان از اينکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمينان از اينکه او نيز شما را دوست دارد. اعتماد يعني رسيدن به شناختي معمولي و معقول درباره ارتباط افراد و تعيين حدود و مرزها براي ايجاد ارتباط. براي اعتماد کردن، تعيين «محدوده» براي آن است. روابط انسانها با هم، براساس بده و بستان است. لبخند ميزنيد و لبخند ميگيريد؛ غضب ميکنيد و غضب ميبينيد؛ امانت ميدهيد و امانت ميگيريد؛ پول ميدهيد و کتاب ميگيريد. اين بده وبستان دائمي در روابط آدمها، براساس نيازي است که به امکانات همديگر دارند. آنچه ميدهيد، بستگي به درجه اعتماد شما دارد و همين باعث محدود کردن اعتماد ميشود. لبخند زدن به ديگران محدوديتي ندارد. اما دادن هويت، شخصيت، و محبت کردن به ديگران محدوديت دارد. شما نميتوانيد به همه کس اعتماد کنيد. هويت خود را بدهيد تا هويت تازهاي بگيريد. شما ميتوانيد همه را دوست داشته باشيد. وقتي کسي در قبال دوست داشتن شما، چيزهاي تازهاي ميخواهد، بايد ببينيد تا چه اندازهاي مي توانيد خواسته او را تامين کنيد. مثلا اسرار خود را نميتوانيد براي همه کساني بازگو کنيد که دوستشان داريد.شما از کسي که ميخواهيد به او اعتماد کنيد، چه انتظارهايي داريد؟
فکر ميکنم پاسخ شما اينها باشند:
اعتماد يعني اطمينان از اينکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمينان از اينکه او نيز شما را دوست دارد. اعتماد يعني رسيدن به شناختي معمولي و معقول درباره ارتباط افراد و تعيين حدود و مرزها براي ايجاد ارتباط. عاملي که در اعتماد کردن نقش اساسي دارد، عامل «احساس» است. هرگز از روي احساسات عاطفي به کسي اعتماد نکنيد. ممکن است کسي با تاثير گذاشتن روي احساس شما بتواند، گولتان بزند. حتي ممکن است به دليل احساسات عاطفي خود، به کسي دل ببنديد که جدا شدن از او سخت باشد و از قضا، وي فرد نابابي باشد. شما بايد با عقل و منطق، بتوانيد بر احساسات خود چيره شويد.
اعتماد يعني اطمينان از اينکه طرف مقابل در روابطش با شما، قصد ضربه زدن ندارد. اطمينان از اينکه او نيز شما را دوست دارد. اعتماد يعني رسيدن به شناختي معمولي و معقول درباره ارتباط افراد و تعيين حدود و مرزها براي ايجاد ارتباط. براي اعتماد کردن، تعيين «محدوده» براي آن است. روابط انسانها با هم، براساس بده و بستان است. لبخند ميزنيد و لبخند ميگيريد؛ غضب ميکنيد و غضب ميبينيد؛ امانت ميدهيد و امانت ميگيريد؛ پول ميدهيد و کتاب ميگيريد. اين بده وبستان دائمي در روابط آدمها، براساس نيازي است که به امکانات همديگر دارند. آنچه ميدهيد، بستگي به درجه اعتماد شما دارد و همين باعث محدود کردن اعتماد ميشود. لبخند زدن به ديگران محدوديتي ندارد. اما دادن هويت، شخصيت، و محبت کردن به ديگران محدوديت دارد. شما نميتوانيد به همه کس اعتماد کنيد. هويت خود را بدهيد تا هويت تازهاي بگيريد. شما ميتوانيد همه را دوست داشته باشيد. وقتي کسي در قبال دوست داشتن شما، چيزهاي تازهاي ميخواهد، بايد ببينيد تا چه اندازهاي مي توانيد خواسته او را تامين کنيد. مثلا اسرار خود را نميتوانيد براي همه کساني بازگو کنيد که دوستشان داريد.شما از کسي که ميخواهيد به او اعتماد کنيد، چه انتظارهايي داريد؟
فکر ميکنم پاسخ شما اينها باشند:
- ۱.۴k
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط