{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قــاب گرفت
خواستم نوح شوم،موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
در قنوتم ز خدا "عقل" طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت
نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت
کی به انداختن سنگ پیــاپی در آب
مــاه را میشود از حافظه آب گرفت
دیدگاه ها (۳)

🫀🔥... دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

#شاعرانه:دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تص...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه کـــه تصویـــر...

دیدن روی تو در خویش ز من #خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو ر...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط