{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🫀🔥

🫀🔥
...
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتم ز خدا «عقل» طلب می‌کردم
«عشق» اما خبر از گوشه محراب گرفت

نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می‌ ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می‌شود از حافظه آب گرفت؟!
دیدگاه ها (۰)

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه کـــه تصویـــر...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

#شاعرانه:دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تص...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو را...

دیدن روی تو در خویش ز من #خواب گرفتآه از آیینه که تصویر تو ر...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط