You are my happiness

You are my happiness
PART 3

داشتم با بچه ها دور حیاط قدم میزدیم که هیم چان رو دیدم. بغض کردم و داشت گریم میگرفت، یعنی به حرفام توجه ای نکرد
چشمم به تهیونگ خورد، دیدم که با دیوار تکیه داده و به زمین خیره شده
+بچه ها من الان میام
♡ اوکی پس ما میریم رو صندلی اونجا بشینیم
+اوکی، زودی میام
☆میدونم کجا داره میره
+سلام تهیونگ
_عه اینجا چیکار میکنی
+اومدم بهت یچیزی بگم
_ چی؟
+بابام میخواد که من اجباری ازدواج کنم
_هه،بابای منم همینطور
+شاید باهم دیگه باید ازدواج کنیم(لبخند)
_منکه نمیخوام با تو ازدواج کنم(شوخی)
+واسه چی(کیوت)
_چون عاشق لیام(همونی که بهش میگه ددی)
+خیلی گاوی منی که میخواستم بگم که عاشقتم
_جدی!(شوکه)
+اره من دیگه برم بچه ها منتظرمن،بایی
_هیم سو وایسا، هیم سو..از دست این دختر


+های گایز
♡=☆ویری هیو ماچ
☆بچه ها میخوام که ۲ تا از شرط هامونو بشکونیم
=چیه عاشق شدی
☆ اره
+=♡اووووووو
=کیه؟
☆شو...شوگا
♡منم جونگ کوک
=منم....عه...ولش کن
+نگران نباشید اون عاشق هیم چانه
=فکر میکردم از دستم کفری شی
+نه چون خودمم عاشق تهیونگم(خنده)
=خیلی گاوی(دنبال بازی کردن)
+باشه بابا گوه خودمم
☆♡ای بابا باز اینا شروع کردن
=واسا پدر صگ الان میگیرمت
+واسا واسا
=چیه
+امروز همو بوس کردیم
=جرعت داری یه بار دیگه بگو
+من تهیونگو ماچ کردم(داد)
☆♡چی جدی نگو هیم سووووو
+بوس نکردیم ولی اعتراف کردیم
☆سولی جان اجازه هست سه تایی جرش بدیم؟
=اوکی بریم تو کارش
♡=☆واستا پدر سگگگگگگگ
+عمرا دستتون به من برسه (دنبال بازی)
&اه اه چقدر احمقا
~عه به خواهر من نگو احمق
_هیم چان از اونجایی که تو عاشق خواهرمی منم عاشق خواهرتم(اینجا بیول دوست دختر هیم چان نیست)
~میخوام با بیول بهم بزنم
_کار درستی میکنی
+ععه روم اب نپاش
_هه هیم سو رو ببین
+خیلی پر انرژیه نمیدونم از کجا میاره
_همینه که منو جذب خودش کرده
♡بچه ها من نفسم گرفته
×سلام
♡اوا س..سلام جونگ کوک
×خوبی؟
☆+=خب ما دیگه از پیشتون میریم و تنها باشین
♡عه بچه ها کجا میرین؟
×ولشون کن بیا کارت دارم
☆+=خب بالاخره یکی رو بردیم قاطی مرغا حالا یکی دیگه
☆منظورتون که من نیستم
+تهیونگگگگگگگ
_چیهههههههههههه
+شوگا کجاستتتتتتت؟
_شوگااااا(عربده)
÷چته؟
_بیا هیم سو کارت داره
÷ سلام با من کار داشتین
= یون سوک کارتون داره
+فایتینگ
☆خیلی ادم فروشین
=+بالاخره تموم شدن
=داداشیییییییییییی
+اوقل(مثلا حالش بد شده)
_ابجییییییییی
~هیم سو
+چته؟
~تو نباید منو اینطوری صدا بزنی
+اهان عین اسکلا
_=هی ما اسکل نیسیتم
+ مگه من باشما بودم
=_نه
+نگا خودتون رو لو دادین
~به حرفات فکر کردم
+خوبه
~ولی امشبو بگذر
+باشه فقط یه لحظه بیا
~چیه؟
+سولی تورو دوست داره
~جداً؟!
+اوهوم
~منم همینطور

پارت بعدی امشب میزارمشــــ
دیدگاه ها (۲)

سلام بچه ها خوبین من چند روز نمی تونم فعالیت کنم چون پام ضرب...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

مافیای عزیز منp8

استی: لینو، اگه یه روز دوباره به اسپانیا اومدی، حتماً پودینگ...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p1یه چند ماهی میشد که ...

ویوی تهیونگ:دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم بهش گفتم:با نو ا.ت...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط