{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیغ 3

وانشات تیغ پارت سوم

نوشیدنی رو بزارم رومیز یکی از اون مردا به باسنم اسپنک زد و منم از یکم لذت و درد ناله کردم و مرده داشت اسپنک دوم رو میزد که دستشو گرفتم و پیچوندم مرده یه عربده زد پامو گذاشتم رو پاش بقیه مردا ی اونجا میگفتن اوهههههههههه بعد که اون مرده رو نفله کردم خواستم برم یکیشون دستمو گرفت و محکم فشار جوری که میخواستم جیغ بزنم و گفت بیا امشب بهم یه حالی بده پول خوبی گیرت میاد میخواستم از توی جیبم اسپره ی فلفلمو درارم دستم بردم سمت جیبم دیدم ای دادد رو میز اتاق پرو اونجا جا گذاشتم توی دلم به خودم لعنت فرستادم ولی یه فن بلد بودم دستشو پیچوندم و خودم دستشو گرفتم بعد دادم دستشو به اون یکی دستم و رفتم زیرش از پشت خودم پرتش کردم پایین که کمرش خورد به میز اونجا و خون اومد از درد توی خودش جمع شد خواستم در برم که یکی از اون مردا که تا اون موقع داشت با پوزخند بهم نگاه میکرد دستمو گرفت و بلندم کرد (حالتو چجوری بگم بچه رو چجوری بغل میکنن براید استایل نه اااا اون یکی مدلش اون جوری بلندم که و باسن م بیشتر زد بیرون شورتم شورت مجلسی بود از اینا که (بببخشید ببخشید میره لای کون🤣خوب اسمشو نمیدونم) خلاصه خلاصه و منو از بار برد بیرون و پرتم کرد پشت یه بی ام دبلیو و خودشم نشست و ماشین حرکت کرد میخواستم از ماشین پیاده شم ولی دستمو محکم گرفته بود، و نمیزاشت تکون بخورم
دیدگاه ها (۹)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

......//برده ی زیبا//......

سرنوشت پارت (۱۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

شاهکاری به نام دروغ

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part66سری تکون دادم و بیحال رفتم سمت یخچالدرش...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:76دستش رو پس زدم!+ن..نکن....ن...

#تپش.قلب.من Part 3هانا:رزی لطفا یه کاری بکن من بدون تو نمیتو...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح روز بعد تصمیممو گرفتم.دیگه نمی‌خواستم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط