☘ تقربا الی الکلب☘

☘ تقربا الی الکلب☘

مرحوم هیدجی ، محشی منظومه ملاهادی ، دیوانی دارد، او قضیه جالبی نقل می کند، می گوید: مقدسی بود در محله ای و یا روستایی ، شبی برای عبادت به مسجد رفت . مسجد خالی بود، دو رکعت نماز که به جا آورد، صدای خش خشی از گوشه های مسجد شنید، با خود گفت : پس من تنها در مسجد نیستم ، کس ‍ دیگری هم گویی در مسجد هست ، سپس شیطان او را وسوسه کرد و شروع کرد با صدای بلدتر نماز خواندن ((ولا الضالین )) را با مدّ تمام کشیدن ! به خیال این که فردا آن ناآشنا، در ده و محلّه منتشر می کند که فلانی ، دیشب در مسجد، تا صبح مشغول راز و نیاز بود و نماز نافله به جا می آورد. این مقدس مآب بیچاره ، به همین خیال ، حتی شب را هم به منزل نرفت و تا صبح مشغول نماز و راز بود. صبح که هوا روشن شد، وقتی که خواست از مسجد خارج شود، دید سگی نحیف و ضعیف از گوشه شبستان آمد و از در بیرون رفت . یک باره فهمید که همه آن خش خش ها، از این سگ بوده که از سرمای شب ، به داخل مسجد پناه آورده است و همه نماز نافله ها و گریه ها و اشکهای جناب مقدس هم به جای تقربا الی الله ، تقربا الی الکلب بوده است

منبع: در محضر استاد، ص 24 - 2 #علامه_حسنزاده
دیدگاه ها (۱)

حکایتی آموزنده از شیخ محمد کوفیروایتی از حضرت آیت‌الله ناصری...

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۳

رفع شبههعلت عدم حضور حسنین علیهم السلام در مسجد...علّت عدم ح...

...مسجد طلاچیان، از مساجد شناخته‌شده در محله قدیمی "صبا و سه...

عبادت_خالصانه

دلش‌ مسجدی میخواست. با گنبدی فیروزه‌ای و مناره‌ای نه‌ خیلی ب...

روایت رهبر انقلاب از ضربت ‌خوردن امیرالمؤمنین علیه‌السلام:پی...

قسمت 3و در آن شب حجر بن عدی در مسجد بود، ناگاه شنید که اشعث ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط