{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

غروب پنجشنبه

یاد مادر افتادم
به نام حضرت مادر
اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۳)

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شداز جادة سه‌شنبه شب قم شروع ...

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد از جادة سه‌شنبه شب قم شروع...

مستی نه پیاله نه از خم شروع شداز جاده سه شنبه شب قم شروع شد...

یا صاحب الزمان(عج).مستی نه از پیاله نه از خـــم شروع شداز جـ...

بانو سلام! باز دلم لرزید وقتی جواب داد و تبسم کردبا یک نگاه ...

افتادی و دنیای من پاشید از هم

⭕شعر آیینیسید حمید رضا برقعی… ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد ...

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوانمثل تیری که رها می شود از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط