{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید حتمااااااااا جالب انگیزه.. .

بخونید حتمااااااااا جالب انگیزه.. . دوش دیدم دختری زیبا جمال
خوش بر و رو وجوانی اهل حال
در دلم گفتم که بختم وا شده
عاقبت مارا خوشی پیدا شده
قند در کنج دلم کردند آب
اینچنین حوری نمی دیدم به خواب

مدتی محو تماشایش شدم
محو آن ابرو و سیمایش شدم
بی پدر همچون کمان ابروی او
گیر کردم در کمند موی او
داشت چشمی همچنان چشم غزال
اینچنین چشمی ندیدم تا بحال
لب نگو چون غنچه ای نشکفته بود
تا کنون گویا سخن ناگفته بود
روی او در کل مثال ماه بود
حیف دیدم اندکی گمراه بود

تا نظر کردم به چشمش خنده کرد
گویی از مهرش دلم آکنده کرد
چشمکی زد خواب از چشمم پرید
برق چشمان مرا گویا ندید
دل زدم دریا و من هم چشمکی
شرم در کنج نگاهم اندکی

الغرض با هم برفتیم خانه اش
بوسه ای کردم شدم دیوانه اش
عطر گل می آمد از او بر مشام
زندگی آن لحظه بر من شد به کام

نام او پرسیدم و او گفت « سُلی
گفتمش به‌به خودت همچون گلی
در دلم گفتم که حتمن سولماز
آخرش را کات کرده بی نیاز

کم کَمَک پیراهنم را باز کرد
ماجرای تازه ای آغاز کرد
تا که شلوارش ز پایش در کشید
برق از چشمان هیز من پرید

دیدم از بخت بدم اوهم نر است!!
تازه فهمیدم که اِوا خواهر است
گفت تو فاعل منم مفعول تو
گفتمش توبه که خوردم گول تو

آنهمه آرایش و سیمای ناز
یک پسر کی باشدش آن را نیاز

نام او پرسیدم اینک با غضب
تا دلم راحت شود از سوز تب
گفت با عشوه سلیمانم ولی
دخترانه کرده ام آن را سُلی!!

با هزاران دردسر گشتم رها
کاش می دیدی دویدم تا کجا

بعد از آن هرجا ببینم دختری
در دلم گویم که حتمن هست نری

دوره ی آخر زمان گشته دگر
همچو دختر عشوه میریزد پسر
مو بلند و ابروان باریک و تیز
زایمان هم میکنند اینان عزیز؟
دیدگاه ها (۴۲)

عاشقانه های شبنم

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

قسمت ۹(بخش اول)

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

Twenty four

007-پنهان در مه - پارت ۹۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط