شاید سال ها بعد تو مضحک ترین اتفاق زندگیم باشی ...

شاید سال ها بعد تو مضحک ترین اتفاق زندگیم باشی ...
شاید چند سال دیگر از این تپش های تند تندِ قلبم خنده ام بگیرد ...
شاید عقم بگیرد از این دل ضعف رفتنام وقتی که با آن چشمای وحشی ولی مهربونت میخندی ...
شاید چند سال یا حتی چند ماه بعد وقتی با معشوقه ی n مت (انمت) در دنج ترین کافه ی شهر دیدمت خودم را به در و دیوار بزنم ،خودم را کور کنم از گریه .... نمیدانم شاید هم بی تفاوت بی تفاوت تر از همیشه از کنارت عبور کنم ... اما میدانی؟ یک چیزی آن ته ته قلبم می گوید که همه ی این سال ها را فقط با مرور خاطرات همین احمقانه هایم نفس خواهم کشید ...❤ ️
دیدگاه ها (۲)

پنج سال پیش، با کلی رویا و شاید کمی تنهایی وارد این مسیر شدم...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

عاشقانه های شبنم

دلم می‌خواهد بیدار شوم و همین‌طور بیدار بمانم و نگاه کنم، وق...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

پشت نگاه سردت ...🎀🦋 پارت 21 — ویو آت 🦋🎀تمام کلاس، ذهنم درگیر...

* پست اینستاگرام لی وونوو (Wonwoo Lee)سلام، موزه‌ی رؤیایی! ت...

دایی ۳۷ ساله اسطوره

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط