{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی

شخصی
چشمش ز چشم زخم زمستان هراس شد 
تصویر حسن دست به دامان قاب شد 
پایش نمی رسید که مرکب نشین شود 
آغوش پادشاه برایش رکاب شد
#ملت_حسین_به_رهبری_حسین
دیدگاه ها (۱)

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

"شهید سید امید نصیری سلوشی"متولد:۱۳۸۴/۰۵/۲۰،کرجسید امید، سرب...

جنگل نفرین شده پارت ۲۴(فکر کنم)

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

p30

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط