رخسار تو سرلوحه ی اشعار سپید است

رخسار تو سرلوحه ی اشعار سپید است
گیسوی تو الگوی بلندای قصیده ست

نقاشِ ازل نقش دل انگیز لبت را
با حوصله و دقت بسیار کشیده ست

خوشبخت کسی هست که از جام لبانت
یک جرعه ی نایاب میِ ناب چشیده ست

ای صبح نگیر از منِ دلباخته شب را
امشب شبِ شیداییِ این ماه ندیده ست

گفتند از آن گونه ی خوش رنگ بپرهیز
هنگام فراموشی آن سیب رسیده ست

آن مست که در شهر رقیبان به تو دل بست
از خنجر پهلوش کمی زهر چکیده ست…

#جعفر مقیمیان
دیدگاه ها (۲)

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

عاشقانه های شبنم

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی استدر این دل شب نرگس جادوی ...

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی استدر این دل شب نرگس جادوی ...

آنکه رخسار ترا این همه زیبا می کردکاش از روز ازل فکر دل ما م...

آنکه رخسار ترا این همه زیبا می کردکاش از روز ازل فکر دل ما م...

آنکه رخسار ترا اين همه زيبا مي کردکاش از روز ازل فکر دل ما م...

‌ ‌ در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی استدر این دل شب نرگس جا...

آنکه رخسار ترا اين همه زيبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل ما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط