در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است
در این دل شب نرگس جادوی تو کافی است

امشب منم و باده و چشمان سیاهت
یک جرعه عطش از خُم مینوی تو کافی است

تو مستی شب های پر از بوی اَقاقی
در عمق نفس، وسوسه ی بوی تو کافی است

من زمزمه ی عشقم و تو زمزمه سازی
بر این دل بیچاره هیاهوی تو کافی است

من مستم و دیوانه ی آن رویم و از تو
آن شعله ی پر پیچش گیسوی تو کافی است

در نم نم شب گیر پر از خاطره ی من
آغوش تو و قصه ی نیکوی تو کافی است

از شاعری و شعر سرودن همه سهمم
جاری شدن از چشمه ی گل بوی تو کافی است
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

جاده بی راهه

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

شاهکاری به نام دروغ

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط