در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است

در این دل شب نرگس جادوی تو کافی است

امشب منم و باده و چشمان سیاهت

یک جرعه عطش از خُم مینوی تو کافی است

تو مستی شب های پر از بوی اَقاقی

در عمق نفس، وسوسه ی بوی تو کافی است

من زمزمه ی عشقم و تو زمزمه سازی

بر این دل بیچاره هیاهوی تو کافی است

من مستم و دیوانه ی آن رویم و از تو

آن شعله ی پر پیچش گیسوی تو کافی است

در نم نم شب گیر پر از خاطره ی من

آغوش تو و قصه ی نیکوی تو کافی است

از شاعری و شعر سرودن همه سهمم

جاری شدن از چشمه ی گل بوی تو کافی است....؟
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

جاده بی راهه

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط