{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من

من
برمی خیزم!
چراغی در دست، چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ای برابر آینه ات می گذارم.
تا با تو
ابدیتی بسازم.
احمد شاملو
دیدگاه ها (۳)

ازعقیده ات باتمام وجود دفاع کن چرا که "سکوت" سرآغاز کار براى...

مسیر زندگی یک طناب باریک است که اگر نتوانید بین عقل و قلبتان...

از عشق سخن گفتن برای آدمی هنوز خیلی زود است، خیلی زود... “حس...

من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد....

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

پارت هشتم

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط