{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی از نامجون وقتی بهش اعتراف کردی ولی خجالت میکشی

دو پارتی از نامجون وقتی بهش اعتراف کردی ولی خجالت میکشی



ویو ا/ت
خیلی وقت بود من به نامجون علاقه داشتم و نمیدونستم چجوری بهش اعتراف کنم و امروز قراره برای اولین بار بهش اعتراف کنم امیدوارم فقط ایگنورم نکنه... برای همین بهش زنگ زدم تا باهاش برم کافه و بهش حرف دلمو بزنم... الانم باید حاضر شم برم ببینمش....و رفتم سوار ماشینم شدم و راه افتادم و بعد چند دقیقه رسیدم


_ او سلام
+سلام نامجون
_ام چرا یه دفعه گفتی بیا قرار بزاریم... اتفاقی افتاده؟؟
+نه بابا چه اتفاقی فقط میخواستم باهات حرف بزنم
_خب چی میخوری سفارش بدم؟؟
+اسپرسو
_خب اوکیه... بگو میشنوم
+راستش یه چیزی میخواستم بت بگم خیلی خجالت میکشیدم(خجالت فراوان)
_خب الان بگو(لبخند)
+ب.. باشه ببین قول بده مسخرم نکنی
_باشههه
.... خانوم اسپرسوتون امادس
+مرسی
_بگو دیگهههه
+میتونم یه سوال ازت بپرسم؟؟
_بپرس
+احیانا تو با کسی رابطه داری؟؟؟
_ام نه ندارم چطور؟؟
+همینطوری...(اسپرسوشو میخوره)
_(دست ا/ت رو میگیره) نمیخوای حرف بزنی؟؟
+(سرخ میشهههه)چ.. چ... چرا
_خب بگو دیگه چرا انقدر بهونه میاری
+خب راستش م... م.. من.........



خماری💃🏻
دیدگاه ها (۹)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

سناریو ناگی پارت ۲

سناریو چیفویو پارت ۱

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

ددی خون آشام من

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط